Monday, November 13, 2006



خرم آن کس که غم عشق تو در دل دارد
وز همه ملک جهان مهر تو حاصل دارد

جور و بیداد و جفا کردن و عاشق کشتن
زیبد آنرا که چنین شکل و شمایل دارد

عاشق دلشده را پند خردمند چه سود
رند دیوانه کجا گوش به عاقل دارد

مبتلائیست که امید خلاصش نبود
هرکه بر پای دل از عشق سلاسل دارد

تا دم بازپسین غرقه‌ی دریای غمش
مدعی باشد اگر چشم به ساحل دارد

هرکه خواهد که کند از تو مرادی حاصل
حاصل آنست که اندیشه‌ی باطل دارد

میکشد ساعد سیمین تو ما را و عبید
میل بوسیدن سرپنجه‌ی قاتل دارد

عبید


آلبوم " عشق داند " با صدای تار " محمدرضا لطفی "
و آواز " محمدرضا شجریان "



تاب می خورم
تاب می خورم
می روم به سویِ مهر
می روم به سویِ ماه
در کجا ، به دستِ کیست
بندِ گاهواره ام ؟

برگهایِ زرد
برگهایِ زرد
رویِ راهی از ازل کشیده تا ابد
- مثلِ چشم هایِ منتظرِ - نگاه می کنند
در نگاهِ شان چگونه بنگرم
چگونه ننگرم ؟
از میانِ شان چگونه بگذرم
چگونه نگذرم ؟

بسته راهِ چاره ام .

از درونِ آینه
چهره ای شکسته ، خسته ،
بانگ می زند که :
" وقتِ رفتن است ! "
چهره ای شکسته ، خسته
از برون جواب می دهد :
" نوبت من است ؟
من در انتظارهِ یک اشاره ام ! "

حرف هایِ خویش را
از تمامِ مردمِ جهان نهفته ام
با درخت و چاه و چشمه هم نگفته ام
مثلِ قصهء شنیده ، آه !
نشود کسی دوباره ام !

فریدون مشیری


آلبوم " دو نیمهء رویا " به آهنگسازی " بابک بیات "
خواننده " حامی "


01. هم گریه
02. دو نیمهء رویا
03. لیلای من کو
04. سیاه و سپید
05. دلم گرفته
06. شب ِ عشق
07. لیلای من کو(پیانو)
08. دلم گرفته (گیتار
)
لينک دانلود



* اگر اخبار هنری ایران را پیگیر باشید ، حتما شنیدید این روزها " بابک بیات " آهنگساز خوب کشورمون وضعیت جسمی مناسبی نداره و در بستر بیماری به سَر می بره و طبق شنیده ها در وضعیت بسیار بدی هم هست ...
در خلوتتون اگه سَری به خُدا زدید ، بابک بیات رو از دعاهاتون محروم نکنید ...


ای عشق، کجا به من فتادی؟
وی درد، به من چه رو نهادی؟

ای هجر، به جان رسیدم از تو
بس زحمت و دردسر که دادی

از یار خودم جدا فکندی
آخر تو به من کجا فتادی؟

هرگز نکنم تو را فراموش
ای آنکه مرا همیشه یادی

خرم به غم تو چون نباشم؟
چون تو به غمم همیشه شادی

تا چند خوری، دلا، غم جان؟
با غم همه وقت در جهادی

بگذر ز سر جهان، عراقی
انگار نبودی و نزادی

عراقی


آلبوم " بی کاروان کولی " با صدای " ایرج بسطامی "


اگر شبی فانوس ِ نفسهای من خاموش شد،
اگر به حجله آشنایی،
در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی
و عِده ای به تو گفتند،
کبوترت در حسرت پر کشیدن پرپر زد!
تو حرفشان را باور نکن!
تمام این سالها کنار ِ من بودی!
کنار دلتنگی ِ دفاترم!
در گلدان چینی ِ اتاقم!
در دلم ...
تو با من نبودی و من با تو بودم!
مگر نه که با هم بودن،
همین علاقه ساده سرودن فاصله است؟
من هم هر شب،
شعرهای نو سروده باران و بوسه را
برای تو خواندم!
هر شب، شب بخیری به تو گفتم
و جواب ِ تو را،
از آنسوی سکوت ِ خوابهایم شنیدم!
تازه همین عکس ِ طاقچه نشین ِ تو،
همصحبت ِ تمام ِ دقایق تنهایی ِ من بود!
فرقی نداشت که فاصله دستهامان
چند فانوس ِ ستاره باشد،
پس دلواپس ِ‌انزوای این روزهای من نشو،
اگر به حجله ای خیس
در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی ...

یغما گلرویی


موسیقی متن فیلم " لاک پشت ها هم پرواز می کنند "
اثر " حسین علیزاده "


01. Track01
02. Track02
03. Track03
04. Track04
05. Track05
06. Track06
07. Track07
08. Track08
09. Track09
10. Track10
11. Track11
12. Track12
13. Track13

لينک دانلود



زخمی، که بر دل آید ، مرهم نباشد او را
خامی که دل ندارد این غم نباشد او را

گفتی که: دل بدوده، من جان همی فرستم
زیرا که با چنان رخ دل کم نباشد او را

عیسی مریم از تو گر باز گردد این دم
این مرده زنده کردن دردم نباشد او را

گویند: ازو طلب دار آیین مهربانی
نه نه، طلب ندارم، دانم نباشد او را

از پیش هیچ خوبی هرگز وفا نجستم
زیرا وفا و خوبی باهم نباشد او را

از چشم من خجل شد ابر بهار صد پی
او گر چه بربگرید، این نم نباشد او را

این گریه کاوحدی کرد از درد دوری او
گر بعد ازین بمیرد ماتم نباشد او را

اوحدی


آلبوم " رویایِ وصل " با صدای " حسام الدین سراج "


پشت این نقاب خنده
پشت این نگاه شاد
چهره­ی خموش مرد دیگریست!

مرد دیگری که سال­هایِ سال
در سکوت و انزوای محض
بی­امیدِ بی­امیدِ بی­امید، زیسته

مرد دیگری که پشت این نقاب خنده
هر زمان به هر بهانه
با تمام قلب خود گریسته

مرد دیگری نشسته پشت این نگاه شاد
مرد دیگری که روی شانه­های خسته­اش
کوهی از شکنجه­های نارواست

مرد دیگری که دیدگان او
قصه­گوی غصه­های بی­صداست

پشت این نقاب خنده
بانگ تازیانه می­رسد به گوش
-صبر!

صبر!
صبر!
صبر!

وز شیارهای سرخ
خونِ تازه می­چکد همیشه
روی گونه­های این تکیده­ی خموش

مرد دیگری نشسته
پشت این نقاب خنده
با نگاه غوطه­ور میان اشک
با دل فشرده در میان مشت
خنجری نشسته در میان سینه
خنجری نشسته در میان پشت

کاش می­شد این نگاه غوطه­ور میان اشک را
بر جهان دیگری نثار کرد

کاش می­شد این دل فشرده بی­بهاتر از تمام سکه­های قلب را
زیر آسمان دیگری قمار کرد

کاش می­شد از میان این ستارگان کور
سوی کهکشان دیگری فرار کرد

با که گویم که درد دیگری­ست
از مصاف خود گریختن
اینهمه شرنگ گونه­گونه را
مثل آب خوش به کام خویش ریختن؟

ای کرانه­های جاودانه ناپدید
این شکسته­ی صبور را
در کجا پناه می­دهید؟

ای شما که دل به گفته­های من سپرده­اید
مرد دیگری­ست
این که با شما به گفت­و­گوست
مرد دیگری که شعرهای من
بازتاب ناله­های نارسای اوست!

فریدون مشیری


11 ترانه اثر " ابراهیم منصفی(رامی) "

01. Track01
02. Track02
03. Track03
04. Track04
05. Track05
06. Track06
07. Track07
08. Track08
09. Track09
10. Track10
11. Track11

لينک دانلود



* ابراهیم منصفی " رامی " ، آهنگساز و ترانه سرا ، در سال 1324 در شهر بندرعباس چشم به جهان گشود ، اکثر ترانه ها و آهنگ های رامی به زبان بومی سروده و ساخته شده است ، رامی در سال 1376 چشم از جهان فرو بست ، روحش شاد ...


تو از آهسته ترین پنجره ها می آیی
تو نسیمی و چه بی رنگ و ریا می آیی

من اگر ساکت و خاموشم و بی فریادم
تو پر از شوق رسیدن به صدا می آیی

بین این بتکده مبهوت شدم بی جانم
تو یقینی و ز ایمان به خدا می آیی

من اگر ماهی تُنگم که زمین افتادست
تو زِ بارانی و از صاعقه ها می آیی

کاش این ماهی خسته کف دستانت بود
خود دریایی و بی چون و چرا ما آیی

گر چه زندانی این ثانیه ها ماندم من
تو رهایی تو رهایی و رها می آیی

ثریا حیدری


آلبوم " پاییز نیزار " اثر " جمشید عندلیبی "


رفتار من عادی است
اما نمی دانم چرا
این روزها
از دوستان و آشنایان
هر کس مرا می بیند
از دور می گوید:

این روزها انگار
حال و هوای دیگری داری!

اما

من مثل هر روزم
با آن نشانی های ساده
و با همان امضا همان نام
و با همان رفتار معمولی
مثل همیشه ساکت و آرام

این روزها تنها
حس می کنم گاهی کمی گیجم!
حس می کنم
از روزهای پیش قدری بیشتر
این روزها را دوست می دارم
و قدر بعضی لحظه ها را خوب می دانم
حس می کنم گاهی کمی کمتر
گاهی شدیداْ بیشتر هستم!

حتی اگر می شد بگویم
این روزها گاهی خدا را هم
یک جور دیگر می پرستم
از جمله دیشب هم
من کاملا تعطیل بودم!
اول نشستم خوب جوراب هایم را اتو کردم
تنها ـ حدود هفت فرسخ ـ در اتاقم راه رفتم
با کفشهایم گفتگو کردم

رفتم تمام نامه ها را زیر و رو کردم
دنبال آن افسانه ی موهوم
دنبال آن مجهول گشتم
تنها یکی از نامه هایم
بوی غریب و مبهمی می داد
انگار
از لابلای کاغذ تا خورده ی نامه
بوی تمام یاس های آسمانی
احساس می شد

دیشب پس از سی سال فهمیدم
که بر خلاف سال های پیش
رنگ بنفش و ارغوانی را
از رنگ آبی دوست تر دارم!

گاهی برای یادبود لحظه ای کوچک
یک روز کامل جشن می گیرم
گاهی

صد بار در یک روز می میرم!

گاهی نگاهم در تمام روز
با عابران ناشناس شهر
احساس گنگ آشنایی می کند

گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را
آهنگ یک موسیقی غمگین
هوایی می کند

اما
غیر از همین حس ها که گفتم
و غیر از این رفتار معمولی
و غیر از این حال و هوای ساده و عادی
حال و هوای دیگری در دل ندارم

رفتار من عادی است!

قیصر امین پور


آلبوم " مست و خراب " با صدای " فرمان فتحعلیان "


به سر موی دوست دل بستم
رفت عمر وهنوز پا بستم

کم ما گیر و عذر ما بپذیر
بیش از این بر نیامد از دستم

بیش از این خواستم ، ولی چه کنم ؟
چه کنم ؟چون نمیتوانستم

تو به فکر منی همیشه و من
تا به تو فکر میکنم ، هستم

رو به سوی تو مستقیم دلم
این طرف، آن طرف ندانستم

جز همین زخم خوردن از چپ و راست
زین طرف ها چه طرف بر بستم؟

جرمم این بود : من خودم بودم
جرمم این است : من خودم هستم ...


6 ترانه منتخب از " رامش "
( سری دوم )



وقتی عشق با چوب های زیر بغل
در راه شنی لخ زنان می رود ،
و خود را به درختها می رساند ،
برآنم ، گیلاس ها را
در گیلاس ها ، چون گیلاس ها ، باز
شناسم .
اما دیگر نمی خواهم با دستهای کوتاه ام
و نردبان هایی که قد نمی کشند
با پاریزها ، زندگی کنم با کمپوت
شیرین و شیرین تر ، تقریباٌ سیاه ؛
سرخ ، چنین است رویاهای توکا .
اینجا چه کسی چه کسی را می بوسد
وقتی عشق با چوبهای زیر بغل خود
را به درخت ها می رساند ...

گونتر گراس - Gunter Grass


Chris De Burgh - The Storyman - 2006


هر لحظه می میرم هزاران بار
مرگی که یکبارم رهاند ،
آه ،
اینهم امیدیست ...

فرخ تمیمی

web statistics