Tuesday, March 28, 2006



سلام ، وقت دوستان به خیر ، امیدوارم سبزی و طراوت بهار دلهاتون رو آرام کرده باشه ...
چند روز پیش اینجا بارون اومد ، خیلی فاز داد ، یک پیاده روی طولانی زیر بارون داشتم ، اما چشمتون روز بعد نبینه ، سرما خوردم ...
با همه چیز این سرماخوردگی میشه کنار اومد به جزء بی حوصلگیش ، خیلی کلافم می کنه ، امروز بهترم ، مخصوصا اینکه دو دوست قدیمی ، یعنی نیما و یوسف رو امروز دیدیم ...


از کفم رها شد قرار دل
نیست دست من اختیار دل

هیز و هرزه گرد ضد اهل دل
گشته زین در آن در مدار دل

بس که هر کجا رفت و برنگشت
دیده شد سفید ز انتظار دل

عارف اینقدر لاف تا به کی
شیر عاجز است از شکار دل

افتخار مرد در درستی است
وز شکستگی است اعتبار دل

عارف قزوینی


شنبه آخر سال برای مراسم خاکسپاری زنده یاد تجویدی رفته بودم تهران ، آلبومی از محمدرضا لطفی گرفتم که خیلی حال داد ، نرسیدم برای پست آخر سال بزارم الانم با هزار زحمت تونستم طرف اول این آلبوم رو براتون آماده کنم ، شرمنده اگر بین ترانه های این آلبوم رو بد برش دادم چون کار کنسرتی ضبط شده و بین اجراها مرزی نبود برای همین در جدا کردن ترانه ها مشکل داشتم ، امید که مورد پسند واقع بشه ...


طرف الف
آلبوم " خموشانه " اثر " محمد رضا لطفی "



چند وقت پیش خاطرم نیست کدوم یکی از دوستان این حکایت رو تعریف کرد :

دو نفر با همدیگر داشتن یک مسابقه ماشین رانی رو از تلوزیون نگاه می کردند
با هم شرط بندی می کنند ، نفر اول میگه ماشین مشکی برنده میشه ، نفر دوم میگه ماشین نارنجی
مسابقه تموم میشه و ماشین مشکی برنده میشه ، نفر اولی به دومی میگه : من این مسابقه رو قبلا دیده بودم ، می دونستم ماشین مشکی برنده میشه
نفر دوم میگه : اتفاقا منم قبلا این مسابقه رو دیده بودم اما گفتم شاید ایندفعه ماشین نارنجی برنده بشه ...

حالا خودتون درباره این حکایت ، تجربیاتتون ، مسیر زندگیتون و انتخابهاتون کمی فکر کنید ...


ای درخت آشنا
شاخه های خویش را
ناگهان کجا
جا گذاشتی ؟

یا به قول خواهرم فروغ :
دستهای خویش را
در کدام باغچه
عاشقانه کاشتی ؟

این قرار داد
تا ابد میان ما
برقرار باد :
چشمهای من به جای دستهای تو !

من به دست تو
آب می دهم
تو به چشم من
آبرو بده !

من به چشمهای بی قرار تو
قول می دهم :
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد

ما دوباره سبز می شویم !

قیصر امین پور


آلبوم " خدا کنه بیائی " از " عارف " *


صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست
بوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوست

دوست گر با ما بسازد دولتی باشد عظیم
ور نسازد می‌بباید ساختن با خوی دوست

گر قبولم می‌کند مملوک خود می‌پرورد
ور براند پنجه نتوان کرد با بازوی دوست

هر که را خاطر به روی دوست رغبت می‌کند
بس پریشانی بباید بردنش چون موی دوست

دیگران را عید اگر فرداست ما را این دمست
روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست

هر کسی بی خویشتن جولان عشقی می‌کند
تا به چوگان که در خواهد فتادن گوی دوست

دشمنم را بد نمی‌خواهم که آن بدبخت را
این عقوبت بس که بیند دوست همزانوی دوست

هر کسی را دل به صحرایی و باغی می‌رود
هر کس از سویی به دررفتند و عاشق سوی دوست

کاش باری باغ و بستان را که تحسین می‌کنند
بلبلی بودی چو سعدی یا گلی چون روی دوست

سعدی


آلبوم " باران " از " کیوان ثابت "


گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم

حتی اگر به دیده ی رؤیا ببینیم

من صورتم به صورت شعرم شبیه نیست

بر این گمان مباش که زیبا ببینیم

شاعر شنیدنی ست...ولی میل، میل توست

آماده ای که بشنویم یا ببینیم

این واژه ها صراحت تنهایی من است

با این همه مخواه که تنها ببینیم

مبهوت می شوی اگر از روزن شبی

بی خویش - در سماع غزل ها ببینیم

*

یک قطره- وگاه چنان موج می زنم-

درخود، که ناگزیری، دریا ببینیم

شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست

اما تو با چراغ بیا تا به بینیم

محمد علی بهمنی


اشعار و صدای " محمد علی بهمنی "
با همراهی " حسین بختیاری "



سلام ای صبح باران های فروردین بعد از این
که جاری می شوی در فرصت شیرین بعد از این

زمین از خواهش بی انتهای سیب سر شار است
شکوفا شو شبی ای باغ عطرآگین بعد از این

شکوفا شو که تلخ است این چنین بی برگ و بر ماندن
کنار حسرت آن چشمه ی نوشین بعد از این

تو می دانی چه تنگ ست آسمان بی فرصت چشمت
تجلی کن هلا چشم حقیقت بین بعد از این

سکوت باغ را از عطر حوّل حالنا پر کن
تو را چشم انتظاریم ای بهار آیین بعد از این

*

نگاه مهربانش را مگیر از ما خداوندا
مبادا بی اجابت ماند این آمین بعد از این....

فاطمه پور حسین


نوای ساز تار


دو تا از دوستان از طریق ایمیل بنده رو شرمنده محبت های خودشون قرار دادند ، از لطف و محبتشون سپاسگذارم
در ضمن داش حسین که قبلا با سایت و وبلاگ تیکه سنگ معرف دوستان بودند واسه خودش خونه جدید دست و پا کرده ، به خونه جدید داش حسین سر بزنید ...

پاینده باشید ، التماس دعا ، یا علی مدد ...

Monday, March 20, 2006



سلام ، وقت دوستان به خیر ، امیدوارم طراوت بهاری ، حال و هوای دلاتون رو هم سبز و پر نشاط کرده باشه ...


فرا رسیدن اربعین حسینی رو به همه دوستداران حسین و یارانش در حماسه عاشورا تسلیت عرض می کنم ...


حالا بریم سر حرف های آخر سالی و اول سالی ...
اومدم حرفهای آخر سال رو بزنم ، حرف زیاده ، سعی می کنم نه خود سانسوری کنم ، نه روده درازی ...
سال 1384 هم رو به پایانه ، تغریبا کمتر از 5 ساعت دیگه ، این موقع ها ، نزدیک حلول سال جدید هستش ...
سالی که گذشت چی کارا کردیم ؟ چقدر بدی کردیم ؟ چقدر خوبی کردیم ؟ کدوم یکی از خوبیامون ماندگار بود ؟ چند تا دل شکستیم ؟ چند تا دل به دست آوردیم ؟ دل ، دل ، دل ... من هر چی می کشم از این دل وا موندمه ...
قبل از اینکه این پست رو بنویسم داشتم پست پارسال بلاگ رو می خوندم ، پارسالم گفتم امسالم میگم ، اصلا معلوم نیست کدوم یکی از ما ، دوستای دور برمون و آدم هایی که می شناسیم نوروز سال دیگه پیشمون باشند یا ما پیششون باشیم ، قدر لحظات رو بدونیم ، قدر این جانی که خدا داده ، قدر فهم ، شعور ، درک ، احساس ، عقل و همه نعمت هایی که خدا بهمون هدیه داده بیشتر بدونیم ...


تغریبا همه ما در طول زندگیمون نامردی دیدیم ، دلمون شکسته شده ، حقمون خورده شده و به نوعی مورد ظلم قرار گرفتیم ، حالا عاطفی یا مالی فرقی نمی کنه ، مهم دل شکسته ماست ، چرا نبخشیم ؟
خدای مهربون وقتی ماها رو از جسم خاکی آفرید اولین صفتی که از خودش به انسان خاکی هدیه داد ، بخشندگی بود ، از روح خودش بر جسم خاکیمون دمید و به ما روح داد ، ما که بنده ناچیزی در مقابل بزرگی های بی حد خدای مهربونیم ، چرا این صفت بخشندگی رو قدرش رو ندونیم ؟!
من نفسم از جای گرم در نمیاد ، خوشی هم زیر دلم رو نزده ، شاید خیلی بیشتر از تصور شماها از آدم های این دنیا نارو خورده باشم ، اما بخشیدم ، هر وقت دلم شکسته خودم رو به زور تو آغوش خدا جا دادم و خواستم آرومم کنه ، آروم می کنه ، خودش می دونه با ظالم چه کنه ، حالا من بخوام نبخشم و همش حرص بخورم و به تلافی و انتقام بیاندیشم یا اصلا به این چیزا فکر نکنم و خود خوری کنم و با خودم بگم : که اگه اینجوری کرده بودم ، اینجوری نمیشد و از این حرف های صد تا یه غاز ...
حیف از این روح نیست که بخوام آلوده این چیزا کنم ، از قدیم میگن گذشت از بزرگترهاست ، بزرگی به سن و سال نیست ، بزرگی به مرام و معرفت هستش ، سعی کنیم همیشه بزرگ باشیم ...


چند رباعی از " ابوسعید ابوالخیر "

وا فریادا ز عشق وا فریادا
کارم بیکی طرفه نگار افتادا

گر داد من شکسته دادا دادا
ور نه من و عشق هر چه بادا بادا

***

یا رب ز کرم دری برویم بگشا
راهی که درو نجات باشد بنما

مستغنیم از هر دو جهان کن به کرم
جز یاد تو هر چه هست بر از دل ما

***

گر بر در دیر می‌نشانی ما را
گر در ره کعبه میدوانی ما را

اینها همگی لازمه‌ی هستی ماست
خوش آنکه ز خویش وارهانی ما را

***

یا رب مکن از لطف پریشان ما را
هر چند که هست جرم و عصیان ما را

ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم
محتاج بغیر خود مگردان ما را

***

بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ
گر کافر و گبر و بت‌پرستی بازآ

این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی بازآ


در این مدت دو هفته گذشته چند مشکل برام پیش اومده که خیلی فکرم رو درگیر خودش کرده ، نمی دونم ، فقط کاش زمونه سپیدی های انسانیمون رو سیاه نمی کرد و کاش انقدر زود به سیاهی ها عادت نمی کردیم ...
یک جمله رو تازگی ها خیلی استفاده می کنم ، به متن جمله ایمان دارم و با گفتنش آروم میشم ...
بعد هر راه دشوار یا ظلم و دروغی که بهم وارد میشه با خودم زمزمه می کنم :
تا خدا هست ، خیالی نیست ...
تا خدا هست ، خیالی نیست ...
تا خدا هست ، خیالی نیست ...
...


بگذریم ، سال داره جدید میشه و باید شاد بود ، اول از همه پیشا پیش سال نو بر همه شما دوستان در هر جای این کره خاکی که هستید مبارک و شادباش میگم
مامان بنده هر سال یک گل هست که خودش ازش نگهداری می کنه و دقیقا دو ، سه روز مونده به آغاز بهار اینا گل می کنند ، اسم گل رو نمیدونم اما این عکسش ببنید و خودتون نمره بدید ..

***


آلبوم " لولیان " با صدای " شهرام ناظری "

01. تصنیف سرمست
02. پرواز
03. سه تار و آوز
04. چهار مضراب
05. کمانچه
06. تصنیف لولیان
07. بربط
08. چابک سوار

لینک دانلود



شکرانه بازوی توانا ، بگرفتن دست ناتوان است ...
این جمله رو امروز اتفاقی بالای یکی از وب سایت ها دیدم ، اگر خدا نعمتی بهمون داده از بخشیدن اون نعمت به هم نوع خودمون دریغ نکنیم ، دادرس باشیم ، دلمون رو بزرگ کنیم و دستگیر باشیم ، به اندازه داشته هامون ، حتما نباید مادی باشه ، بعضی وقت ها با یک لبخند میشه دلی رو به دست آورد ، نیت رو بزرایم سپاس از نعمتی که خدا بهمون داده ، دستگیر باشیم تا خدا دستمون رو بگیره ...


گل مي كند اندوه صد آواز بي چشمت

كو زخمه اي تا سر كنم يك ساز بي چشمت

آه اي بهاري كه خزانم از تو پرپر شد

من هستم و پاييز يك آغاز بي چشمت

تصميم دارم بال در بالت بيايم حيف

گم مي شود اين فرصت پرواز بي چشمت

كاري كه از دست غزل هم بر نمي آيد

حتي غزل هم جان نگيرد باز بي چشمت

حتي همين شعري كه خواندم راز خواهد شد

اصلاً ندارد جرات ابراز بي چشمت

آرامش نيلوفر مرداب من پژمرد

نيلوفر سوداي صدها راز بي چشمت

هندوستان چشم من آرام خواهد شد

اما نمي خواهم بگويم ،باز بي چشمت

اين آخرين شعر ضعيف غربت من بود

آرامگاه حافظ شيراز، بي چشمت

حسن اربابی


داداش رامین عزیز زحمت کشیدند و در این چند روز یک گلچین ترانه به مناسبت نوروز برام فرستادند ، انصافا دستش درد نکنه


16 ترانه به مناسبت نوروز باستانی

01. بهار آمد ( بهزاد )
02. آمد نو بهار ( دلکش )
03. سال نو مبارک ( فرخزاد )
04. بهار اومد ( فتانه )
05. سال نو مبارک ( گیلکی )
06. نو بهار ( گروه خوانندگان )
07. حاجی فیروز ( گروه خوانندگان )
08. مهمان بهار ( هایده )
09. شب عید ( هایده )
10. عید من و تو ( مهستی )
11. بهار دلکش ( محمد رضا شجریان )
12. آمد نو بهار ( نادر گلچین )
13. گل اومد بهار اومد ( پوران )
14. سمنو
15. سال جدید ( شهره )
16. نو بهار ( شهره مجد )

لینک دانلود



تو ای کسی که هيچگاه
نيامدی به وعده گاه
هنوز هم سه شنبه ها
به وقت مرگ آفتاب
کنار نرده های باغ
من انتظار می کشم ...

بابک پردل


آلبوم " ای عاشقان " از " علیرضا عصار "

01. Track01
02. Track02
03. Track03
04. Track04
05. Track05
06. Track06
07. Track07
08. Track08

لینک دانلود



متاسفانه هفته گذشته مادر بزرگ داداش حسین به رحمت خدا رفتند ، حسین جون درگذشت مادر بزرگ عزیزت رو به تو و خانواده محترمت تسلیت عرض می کنم ، انشاالله خدا مادربزرگت رو با بهترین ها محشور کنه ...

دوستان به علت اینکه این پست تعداد عکس هاش زیاد هست و باز کردن صفحه برای دوستانی که سرعت اینترنتشون پایین هست سخت میشه ، پست رو به دو قسمت تقسیم کردم ، برای دیدن ادامه پست بر روی عکس پایین کلیک کنید ...



ادامه پست نوروزی ...
صبح آدینه ایی که گذشت با حامد عزیز رفتیم چند تا عکس از اومدن بهار گرفتیم ، اینم چند تا عکس بهاری از باغستانهای ولایت ما ...





***


همیشه از تو نوشتن برای من سخت است

که حس و حال صمیمانه داشتن سخت است

چگونه از تو بگویم برای این همه کور؟!

چقدر این همه دیدن برای من سخت است

خرابه ی دل من را کسی نخواهد ساخت

که بر خرابه ی دل خانه ساختن سخت است

به هیچ قانعم از مهر دوستان هرچند

به هیچ این همه سرمایه باختن سخت است

نقابدار خودی را چگونه بشناسم

در این زمانه که خود را شناختن سخت است

قبول کن دل بیچاره ام ، که می گوید

که پشت پا به زمین و زمان زدن سخت است

برای پیچک احساس بی خزان سهیل

همیشه گشتن و هرگز نیافتن سخت است

عزیز من« همه جا آسمان همین رنگ است»

بیا اگر چه برای تو آمدن سخت است

مهدی بوریاباف


آلبوم " آیین مستان " از " سید خلیل عالی نژاد "


درگذشت بزرگ مرد موسیقی ایران زنده یاد علی تجویدی رو هم به همه دوستداران هنر و موسیقی ایران تسلیت میگم ، روحش شاد ...


درست اول اين نوبهار عاشق شد

دلم ميان همين گيرو دار عاشق شد

زني که صاعقه وار آمد و ببادم داد

به يک اشاره دلش بيقرار عاشق شد

به شوق لحظه ديدار اشک مي ريزم

دوباره ساعت شماته دار عاشق شد

ببين هماره دو چشمش ز اشک لبريز است

ستار و تار و ترانه و يار عاشق شد

بس است اين همه بيهودگي دلم خوش نيست

دوباره شاعر اين روزگار عاشق شد

عبدالله اسفندیاری


آلبوم " همایون " اثر " حسین علیزاده "


گل و شکوفه همه هست و یار نیست چه سود
بت شکر لب من در کنار نیست چه سود

بهار آمد و هر گل که باید آن همه هست
گلی که می طلبم در بهار نیست چه سود

دهلوی


آلبوم " ماه عروس " از " صدیق تعریف "


دوستانی که در خارج از ایران هستند و می خواند از طریق رادیو و تلوزیون های ایران لحظه تحویل سال رو بیننده باشند ، می تونند از این آدرس بیننده و شنوده برنامه های صدا و سیمای ایران باشند ...


ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است
که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست
مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی

طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن
کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی

سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست
مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی

می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عیبش
خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی

جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع
که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی

به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بیا ساقی که جاهل را هنیتر می‌رسد روزی

می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش
که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی

نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه
ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی

جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده
جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی

حافظ


آلبوم " چهار مضراب "
اثر " شاملو کاربند & امیر بیداریان "



دوستان عزیز از این که یک سال دیگر من رو و اتاق تنهایی هام رو تحمل کردید سپاسگذارم ، امیدوارم از آلبوم هایی که گذاشتم خوشتون اومده باشه ، شرمنده اگر باب میلتون نبود ...
اگر در طول این یک سال حرفی زدم ، کاری کردم که ناراحت شدید ، ببخشید ...
اگر شعرها و ترانه های اتاق تنهایی هام به دلتون ننشست ، بزارید به حساب بد سلیقگی بنده و خوشحال میشم با راهنمایی هاتون ، بنده رو در ادامه رسالت این بلاگ کمک کنید ...

در ایام نوروز وقت بیشتری دارم که در خدمتتون باشم ، آدرس میل و آیدی ام اس ان 'MSN' رو می نویسم اگر امری داشتید در خدمتم

ایمیل : asheghane365@yahoo.com
wwwbaroon@yahoo.com
'MSN' : soote_delan@hotmail.com


راستی ، در این ایام عید و نوروز از بابا بزرگ و مادر بزرگ ها ، از پدر و مادرها غافل نشید ، حتی اگر خیلی دور هستید ، با یک تلفن دلاشون رو شاد کنید ، خدا دلاتون رو شاد کنه ...
همیشه میگن موقع سال تحویل دعاها زودتر براورده میشه ، دلهامون رو صاف کنید تا لحظه سال تحویل و دست به دعا ببریم ، باز یک حرف تکراری ... بیاید همیشه همدیگر رو دعا کنیم ... خدایا ...





پیشاپیش فرا رسیدن نوروز باستانی رو به همه دوستان تبریک میگم و براتون آرزوی سالی پر از سلامت و برکت و موفقیت دارم ...


پاینده باشید ، التماس دعا ، یا علی مدد ...

Monday, March 13, 2006


مثنوی ناتمام

عشق ! ای شوکت دیرین فراموش شده !
خوش قد و قامتم ! ای آ تش خاموش شده !

ای ز پا ، بر اثر تیغ فریب افتاده !
نیمه جان ، در شب بیغوله ، غریب افتاده !

آخر این خواب نه ، کابوس ، برای تو که دید ؟
این خط شوم پریشان به جبینت که کشید ؟

ای نگون بیرق خونین تو بر خاک ، ای عشق !
تو و خاک ؟ آی براورده ی افلاک ! ای عشق !

حسین منزوی


دو ترانه از " محسن یگانه "


چهار ترانه از آلبوم " Popcorn " اثر شادمهر عقیلی "


عطش به سوی تو آورده ام ، هزار کویر
هزار چشمه ی من ! هدیه مرا بپذیر

مرا نبرده پریدی ، شکسته باد آن دست
که سنگ زد به پر و بال مرغکان اسیر

الامعبر بیدار خوابی دل من !
منم پس از تو و این خواب های بی تعبیر

من و تو هر دو به زندان خویش و ، تا هستیم
خمیده گردن مان زیر بار این زنجیر

به فرض اگر که کنم چاره مرگ را ، دانم
که نیست تا به قیامت غم تو چاره پذیر

***

هنوز با منی آن لحظه ای که می گفتی :
" تو بسته ی من و ، ما هر دو بسته ی تقدیر "

کدام آینه جز دیدگان عاشق من
تو را چنان که تویی ، می نماید ، ای تصویر !

دلی نه جزء دل من لایق محبت توست
ستاره ی تو کجا ، وان کرانه های حقیر ؟

همین نه دیر رسیدم به تو که صدها بار
ز ره رسیده ام اما همیشه با تاخیر

پس از تو شاعر تو ، دیگر آن توانش نیست
که باز با غم عشقی دگر شود درگیر

حسین منزوی


آلبوم " نیاز " با صدای " نیاز "
01. Allahi Allah
02. Arezoo
03. Dilruba
04. Donya
05. Ghazal
06. Golzar
07. In The Shadow of Life
08. Minara
09. Nahan
10. The Hunt
لینک دانلود




دیدار

با تب و تاب اولین دیدار
خواهم آمد به دیدنت ای یار !

من شبم-آن شب زمستانی-
تو همان صبح نو بهارانی

همه تو از شکفتگی گلشن
همه دلتنگی خزان ها ، من

مژده ای سوی من فرست مرا
بالی از خواستن فرست مرا

تا به سوی تو پرکشان آیم
گم کنم خویش و بی نشان آیم

خویش را گم کنم ، تو را جویم
بی زبان گردم و تو را گویم

گر بپرسی نام ؟ گویم : تو !
کیستم وز کجام ؟ گویم : تو !

خواهم آمد به تو قسم خورده
بر دلم نام تو رقم خورده

یارگویان و آستین افشان
عرق شرم از جبین افشان

که چرا پیش از این چنین نشدم !
مستحیل تو پیش از این نشدم !

یار ! ای یار ! ای عزیزترین !
ای تو را حسن ، کمترین تزیین

نوعش از خواب مهربان حریر
جنسش از آب و گلشن تحریر

ای دو چشم سیاهت از الماس
خط کشیده مرا به هر احساس

روی هر کس تویی که می بینم
بوی هر گل تویی که می چینم

هر صدا جز تو نیست ، جمله تویی
هر چه او بود نیست ، جمله تویی

ای تو تسلیم و ای تو هشیارم
ای تو خواب من و تو بیدارم

ای تو شعر من و سرودن من
علت بودن و نبودن من

ای تو آغاز و ای تو انجامم
من همه پوست و تو بادامم

ای چراغ هدایتم !! ای یار !
ای تمام حکایتم ، ای یار !

حسین منزوی



آلبوم " دعای زنی در راه که تنها می رفت "
با صدای " مظفر مقدم "

* دکلمه اشعار سید علی صالحی *

01. Seyed ali salehi 01
02. Seyed ali salehi 02
03. Seyed ali salehi 03
04. Seyed ali salehi 04
05. Seyed ali salehi 05
06. Seyed ali salehi 06
07. Seyed ali salehi 07
08. Seyed ali salehi 08
09. Seyed ali salehi 09
10. Seyed ali salehi 10
11. Seyed ali salehi 11
12. Seyed ali salehi 12
13. Seyed ali salehi 13
14. Seyed ali salehi 14
15. Seyed ali salehi 15
16. Seyed ali salehi 16
17. Seyed ali salehi 17


لینک دانلود

Tuesday, March 07, 2006



یاران، غمم خورید، که غمخوار مانده‌ام
در دست هجر یار گرفتار مانده‌ام

یاری دهید، کز در او دور گشته‌ام
رحمی کنید، کز غم او زار مانده‌ام

یاران من ز بادیه آسان گذشته‌اند
من بی‌رفیق در ره دشوار مانده‌ام

در راه باز مانده‌ام، ار یار دیدمی
با او بگفتمی که: من از یار مانده‌ام

دستم بگیر، کز غمت افتاده‌ام ز پای
کارم کنون بساز، که از کار مانده‌ام

وقت است اگر به لطف دمی دست گیریم
کاندر چه فراق نگونسار مانده‌ام

ور در خور وصال نیم مرهمی فرست
از درد خویشتن، که دل‌افگار مانده‌ام

دردت چو می‌دهد دل بیمار را شفا
من بر امید درد تو بیمار مانده‌ام

بیمار پرسش از تو نیاید، به درد گو:
تا باز پرسدم، که جگرخوار مانده‌ام

مانا که بر در تو عراقی عزیز نیست
کز صحبتش همیشه چنین خوار مانده‌ام

عراقی


آلبوم " بوی بهشت " از " حسام الدین سراج "


مرا با این بالش و این دو تا ملافه و این سه تا شکلات
روی میزت راه می د‌هی؟
می‌شود وقتی می‌نویسی
دست چپت توی دست من باشد؟
اگر خوابم برد
موقع رفتن
جا نگذاری مرا روی میز !
از دلتنگیت می‌میرم

وقتی نيستی
می‌خواهم بدانم چی پوشيده‌ای
و هزار چيز ديگر

تو بگو
چطور به خودم و خدا
کلافه بپیچم
تا بيایی؟

خنده‌های تو
کودکی‌ام را به من می‌بخشد
و آغوش تو
آرامشی بهشتی
و دست‌های تو
اعتمادی که به انسان دارم
...
چقدر از نداشتنت می‌ترسم ...

عباس معروفی


12 ترانه منتخب پاپ برای دانلود

01. جمعه ( محسن یگانه )
02. دیگه میرم ( حامد هاکان )
03. برای آخرین بار ( احسان خواجه امیری )
04. نازنین ( علی شریفی )
05. به احترام ( علی شریفی )
06. تنها میرم ( علی لهراسبی )
07. آندو
08. وصیت ( بهراد )
09. غریبه ( احسان خواجه امیری )
10. سپهر
11. بغض ( مانی رهنما )
12. پاییز ( مانی رهنما )

لینک دانلود



آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند

آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد

آهاي عاشقان به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد

آهاي عاشقان از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد

رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي خود را صداقت قرار دهيد

آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد ، همين و بس ...

برگرفته از سایت " آوای آرام "

Friday, March 03, 2006


سلام ، وقت دوستان به خیر ، بنده بعد از یک غیبت تغریبا ده روزه برگشتم ، مشهد جای همه دوستان خالی بود ، امیدوارم ضامن آهو شما رو هم بطلبه ...
از دوست عزیزم آقا عرفان و یک بچه مشهدی باحال داش میلاد کمال تشکر رو دارم ، خداییش عرفان و هم کلاسی هاش با این داش میلاد خیلی بهم حال دادند ...

دوستانی که از سرچ با اتاقک تنهایی بنده آشنا شدند باید عرض کنم این بلاگ تقریبا هفته ایی یک یا دو بار آپ میشه و اگر احیانا ترانه ایی از آرشیو رو می خواید و دانلود نمیشه به یکی از دو ایمیل :
asheghane365@yahoo.com
wwwbaroon@yahoo.com

میل بزنید و ترانه یا آلبوم مورد نظر رو بنویسید تا براتون ارسال کنم
دوستانی هم که ترانه یا آلبوم درخواستی دارند به یکی از دو میل بالا میل بزنند ، داشته باشم دریغ نمی کنم ...


از سفر که برگشتم چند اتفاق برام افتاد که ناخواسته این سفر رو برای همیشه در ذهن آشفتم ماندگار کرد ...
نمی دونم حکمت خدا چیه اما بازم شکر ...

هشتم اسفند که گذشت ، بیستمین سالگرد درگذشت صاحب صدای مخملین ایران استاد غلامحسین بنان بود ، حیفم اومد از این واقعه به راحتی بگذرم و پست امروز مربوط به این استاد بزرگ آواز ایران هستش ...


غلامحسين بنان در سال 1290 خورشيدی در تهران و در خانواره ای اهل هنر و فرهنگ زاده شده، پدرش از ديوانيان و دارای آوازی خوش بود و مادرش که نسب از خانواده قاجار می برده، با نواختن پيانو آشنا بود
غلامحسين بنان، از سال 1321، دو سال پس از بنياد نخستين فرستنده راديويی در ايران به اين سازمان پيوست و به آواز خوانی پرداخت. نخست، عبدالعلی وزيری، او را به خالقی معرفی کرد و خالقی نيز آزمايش و پرورش صدای او را به ابوالحسن صبا سپرد


روزي كه بنان با عبدالعلي وزيري ، جهت امتحان به راديو مي رود. در دفتر روح الله خالقي ، ابولحسن صبا هم نشسته بود از بنان مي خواهند كه براي ايشان قطعه اي بخواند و او درآمد سه گاه را آغاز مي كند و صبا هم او را همراهي مي كند هنوز در آمد تمام نشده بود كه خالقي به صبا مي گويد : شما نواختن را قطع كنيد و بنان اشاره مي كند كه گوشه حصار را بخواند. و بنان بدون اندك مكثي با چنان مهارت و استادي درآمد حصار را مي خواند و به سه گاه فرود مي آيد كه خالقي بي اختيار برخواسته و او را در آغوش گرفته و مي بوسد و آينده وي را در هنر آواز درخشان پيش بيني مي كند


خالقي مي نويسد :
" صداي بنان ، بسيار لطيف و شيرين ، زيبا و خوش آهنگ است ،
كوتاه مي خواند ولي در همين كوتاهي ، ذوق و هنر بسيار نهفته است .
نتها و تحرير هاي او چون رشته مرواريد غلطاني ، به هم پيوسته و مانند آب روان است .
من از صداي او مسحور مي شوم ، لذتي بي پايان مي برم كه فوق آن متصور نيست .
بنان در موسيقي از گوهر گرانبها هم گرانبهاتر است . "

اجراي اوليه او در انجمن موسيقي ملي (به سرپرستي روح اله خالقي) و با سرود جاودانه "اي ايران" انجام شد
و در دهه 1320 او را به عنوان بهترين مجري آثار مكتب وزيري - خالقي معرفي كرد
مخمل گرم صدا و حرير تحرير او ، بيش از 50 سال آرامبخش دلهاي بي تاب بوده است ...
در طول فعاليت هنري خود حدود 450 آهنگ اجرا كرده است ...
در نغمات جديد و مدرن ايراني نيز تسلط كامل داشت .
در سال 1334 رييس شوراي موسيقي گرديد .


غلامحسين بنان در برنامه راديويي قصه شمع ، در سال 1340
گفت :
يك هنرمند واقعي بايد به رسالت هنري خودش واقف باشد ،
در عين حال كه خودش را از اجتماع مي داند ،
هنرش هم ، پيشرو و مترقي باشد .

بنان بعد از تصادف در سال 1336 ،
كه منجر به نابينايي يك چشم و انزواي چند ماهه او شد ،
در مواضع هنري خود نيز تجديد نظر هايي كرد و در يك مصاحبه مطبوعاتي در همان سال ، اظهار داشت :
نمي خواهم اشاعه دهنده روحيه بدبيني و ناراحتي تراشي در جامعه باشم
مي خواهم زندگي كنم و اميد زندگي بدهم
از بعضي آوازهاي ايراني كه بي شباهت به مرثه هاي تمام نشدني هستند
خسته شده ام و ضمن اجراي آهنگهاي سنگين و ارزشمندي
از استادان نظير : وزيري و خالقي
مي خواهم ترانه و تصنيفهايي اجرا كنم كه به نشاط زندگي و ذوق مردم نزديكتر باشد
و چنين بود كه بيش از 20 ترانه دلنشين ساخته شد
كه در عين همگامي با پسند مردم و داشتن روح نشاط ، گوياي متانت صدا و شخصيت موقر بنان باشد
و از ابتذالي كه دامنگير بسياري از ترانه هاي آن روزگار بود ، كاملا بركنار بماند


استاد غلامحسین بنان در هشتم اسفند 1364 چشم از جهان فرو بست و در امام زاده طاهر شهر کرج به خاک سپرده شد ...
روحش شاد و یادش گرامی ...


چند ترانه خاطر انگیز از زنده یاد " بنان "


متن چند ترانه خوانده شده توسط استاد بنان :

بــــاز اي الهه ناز
با دل من بســـاز
كين غم جانگداز
برود ز برم
گــــــردل من نياسود
از گناه تو بود
بيا تا ز سر
گنهت گذرم
بــــاز ميكنم دست ياري بسويت دراز
بيا تا غم خود را با راز و نياز
زخاطر ببرم
گــــر نكند تيرخشمت دلم را هدف
بخدا همچون مرغ پرشور و شعف
بسويت بپرم ...

آنكه او به غمت دل بندد چون من كيست
ناز تو بيش از اين بهر چيست
تو الهه نازي، در بزمم بنشين
من تورا وفادارم، بيا كه جز اين
نباشد هنرم
اين همه بي وفايي ندارد ثمر
بخدا اگر از من نگيري خبر
نيابي اثرم ...

کریم فکور
***

بوي جوي موليان آيد همي
ياد يار مهربان آيد همي
ريگ آموي و درشتيهاي او
زير پايم پرنيان ايد همي
آب جيحون از نشاط روي دوست
خنگ ما را تا ميان آيد همي
اي بخارا شاد باش و دير زي
مير زي تو شادمان آيد همي
مير ماه است و بخارا آسمان
ماه سوي آْسمان آيد همي
مير سروست و بخارا بوستان
سرو سوي بوستان آيد همي
بوي جوي موليان ياد يار مهربان
بوي جوي موليان ياد يار مهربان آيد همي
بوي جوي موليان ياد يار مهربان آيد همي ...
رودکی
***

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان
چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهان

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من

باز آ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم
چون لاله تنها ببین بر چهره داغ حسرتم
ای روی تو آیینه ام عشقت غم دیرینه ام
باز آ چو گل در این بهار سر را بنه بر سینه ام

بیژن ترقی
***

ای ايران ای مرز پر گهر
ای خاکت سر چشمه هنر
دور از تو انديشه بدان
پاينده مانی تو جاودان
ای.. دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک ميهنم
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد اين جان ما
پاينده باد خاک ايران ما

سنگ کوهت در و گهر است
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم
در گوبی مهر تو چون کنم
تا.. گردش جهان دور آسمان بپاست
نور ايزدی هميشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد اين جان ما
پاينده باد خاک ايران ما

ايران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پيکرم
جز مهرت در دل نپرورم
از.. آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم
مهر اگر برون رود گلی شود دلم
مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو کی ارزشی دارد اين جان ما
پاينده باد خاک ايران ما

حسين گل گلاب


پاینده باشید ، التماس دعا ، یا علی مدد ...